ما برگشتیم
خدای من ، باورم نمیشه اینهمه مدت نتونستم حتی یه مطلب تو وبلاگ آبتین جون بذارم ، بد جوری شلوغ پلوغ بودم. اولش که یه آنفولانزای وحشتناک که دو هفته تما م من و آبتین رو خونه نشین کرد ، هر چند که بعدش تا یک ماه عوارضش همراهمون بود. بعدم در گیر کارهای تبلیغات پسر عمم که کاندید شده بود ، عروسی دختر خالم تهران و کلی کارهای اداره.
اما بالاخره یه کم جمع و جور شدم و امیدوارم دیگه از این وقفه ها پیش نیاد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ما برگشتیم
